خرید بک لینک

این چند روز گذشته ذرهای انرژی برای کارهای ضروری و غیرضروری نداشتم. اگه ولم کنن، تا روزها میتونم از خونه بیرون نرم و فقط توو این اتاق چندمتری بمونم.

برچسب: نویسنده: الینا کریمی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:32

ظاهرا اینکه رسیدن به ددلاین بزرگ و سخت هم خوشحالمون نمیکنه مربوط میشه به super ego. واقعا فکر میکردم بعد امتحان زبان یکم آسوده میشم ولی علاوه بر اینکه کمنر از بقیه حرف زدم (البته میتونم بگم درصد خیلی کمتری هم اشتباه گرامری داشتم)، منتظر اتوبوس که بودم دیدم یه پیرمرد افتاد زمین. اول نفهمیدم باید برم سمتش یا نه و تا گفتم بزار برم، از بین اون همه آدم توو ایستگاه فقط یه نفر که کنارش بود کمکش کرد، اینقد غم به دلم آورد که نگو. واقعا که Dünyada Ölümden Başkası Yalan.دلم هم شور میزنه. م. یه خرابکاری کرده ظاهرا و حالش بده. دوباره گفت پاشو بیا پیشم و من گفتم نمیرم و انگار نه انگار که خودش این وضعیت رو قبول کرده بود، دوباره پرسید پس داریم چیکار میکنیم ما. نمیدونم. اگه بخواد دعوا کنه باید مقابلش واستم. این آدم کی میخواد متوجه شه اولویت من همیشه کارم میمونه.+ اون روز داشتم فکر میکردم، یه ترم دیگه هم بخونم میرسم به سطح همون امتحان آلمانی که دادم. باید کافی باشه، مگه نه؟++ امروز اگه استخر نمیرفتم نمیدونم اون حجم فکری که اول صبحی از 5:20 تا 5:40 داشت به سرم هجوم میاورد، چیکار میکرد باهام. به هزینههایی که هر کدوممون به نحوی داریم میپردازیم، قکر میکردم. عمیقا میترسم و گاهی ناامید میشم. گاهی این جمله ماهی سیاه کوجولو رو برای خودم تکرار میکنم: همهاش که نباید بترسیم، راه که بیفتیم ترسمان میریزد.. بالاخره که ریشهمون دوباره به آب میرسه و جوونه میزنیم..+++ امروز یکی از تاپیکهای اسپیکینگ میتونست کشور محل تولد باشه. یکی از چیزهایی که براش آماده کرده بودم این بود:Je sais que la situation politique n'est pas très boe ces deières aées, mais j'aime mon pays.

برچسب: نویسنده: الینا کریمی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:32

صفحه بندی